MBA و 9 ویژگی های یک مدیر موفق
9 ویژگی های یک مدیر توانا
1- فرصت شناسی:
کار آفرین شخصی است که ارزش فرصتهای پیرامون خود را درک مینماید و چیزی را خلق و یا در آن تغییراتی ایجاد مینماید. کرزنر (1969) معتقد است کارآفرینی یعنی آگاهی از فرصتهای سودآور و کشف نشده. زمانی که همه مردم محیط اطراف خود را مملو از تناقض، هرج و مرج و نابسامانی میبینند فقط کارآفرین است که میتواند قاطعانه نسبت به موقعیتهای محیط عکسالعمل مناسب نشان داده و از فرصتها استفاده کند و یا حتی تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و به نفع خود و مجموعه از آن بهرهبرداری نماید. دیگران ممکن است موقعیت را ببینند، بشنوند، یاد بگیرند و حتّی تا اندازهای تجربه کنند امّا فقط مدیری توانا از آن به نحو مطلوب استفاده کرده و آنرا تبدیل به یک موقعیّت اقتصادی میکند . بیشترین کارآفرینی و خصوصاً کارآفرینیهای موفقیّتآمیز ناشی از یک انتخاب آگاهانه و هدفدار در فرصتهای کاری است . فرصتشناسی دارای چندین مؤلفه است که عبارتند از: الفـ تیز فهمی، بـ برخورداری از شم شهودی، جـ توان تصمیمگیری درست با حداقل اطلاعات، دـ مثبتاندیشی، وـ داشتن انگیزه پیشرفت، هـ تحمل ابهام. یـ توان ریسکپذیری.
2-توان تصمیمگیری:
داستان خارقالعادهای دربارهیک مدیر بسیار موفٌق وجود دارد. او در مقابل این سؤال که چطور این قدر موفٌق است گفته بود: «با تصمیمگیری درست». سؤال بعدی این بود که «چطور میتواند درست تصمیم بگیرد؟» و او پاسخ دادهبود: «تجربه» و بالاخره از او پرسیده شدهبود: «چگونه تجربه به دست آوردهای؟» او پاسخ دادهبود: «تصمیمگیری نادرست» . عوامل بسیاری در موفٌقیت و شکست یک کسب و کار تأثیرگذار هستند که بیشتر آنها غیر قابل کنترل و ناشناخته هستند. مدیر سعی میکند با تصمیمات مناسب و به موقع، عوامل مثبت را افزایش داده و از تأثیر عوامل منفی جلوگیری نماید و برای مشکلات و مسائل غیر قابل پیش بینی راهحلهای مناسب ارائه دهد. کارآفرین در هر لحظه ممکن است چند تصمیم بگیرد که بدلیل شرایط مبهمی که وجود دارد این تصمیمها نقش بسیار زیادی در صعود و نزول کسب و کار شخص ایفا مینمایند. شناخت خود، از مهمترین عوامل در تصمیمگیری میباشد. اسمیت در اینباره میگوید: همه موضوع به تشخیص این که ما چه کسی هستیم و واقعاً چه چیزی برایمان مهم است بستگی دارد. با در اختیار داشتن این سطح شناخت از خود، قادر خواهیم بود قدرت تفکر لیزری را در لحظات تصمیمگیری بکار گیریم.
3- قدرت برنامهریزی وپیشبینی آینده:
بیچارهترین انسانها در دنیا فرد بینایی است که فاقد چشمانداز آرمانی است . رفتار مدیر هدفمند بوده و هریک توان زیادی را برای رسیدن به آن هدف صرف مینمایند. مدیر میدانند به کجا میخواهند بروند، آنها تصور و دیدگاهی از آینده سازمان خود دارند. البته بسیاری از اوقات این تصوّر از ابتدا وجود ندارد و طی زمان شکل میگیرد. این موضوع باعث میشود کارآفرین مجبور به برنامهریزی کوتاه مدت و مقطعی شود ولی داشتن چنین دیدگاهی میتواند این برنامههای کوتاه مدت را برای رسیدن به هدف آرمانی کارآفرین در یک جهت هماهنگ نماید . برنامهریزی طولانیمدت و پیشبینی اوضاع آینده برای موفقیت در تجارت، ضروری است . یکی از بزرگترین دلایلی که معمولاً ما را از برنامهریزی کردن باز میدارد ترس از تعهد و خویشاوند بسیار نزدیک آن ترس از شکست است .
4-تیز فهمی:
«اسبورن» معتقد است که کلید ایدههای خلاّق، سؤالات کلیدی بودهاند. بیشتر اختراعات انجام شده در جهان ناشی از یافتن همین سؤالات کلیدی و تلاش برای یافتن جواب آنها بوده است. کارآفرینان مهارت خوبی در پرسیدن سؤالات کلیدی دارند بطور مثال برسیلوربرگ که عضو تیم طراح ویندوز بود میگوید: بیل گیتز مهارت و توانایی فوقالعادهای در پرسیدن سؤالات کلیدی دارد . مدیران از توانایی شناخت سریع و روشن ابعاد مختلف مسئله، همچنین توانایی بالای تصوّر و دیدن روابط اجزا در وضعیتهای پیچیده برخوردار هستند . این توانایی یکی از مؤلفههای تشخیص و درک فرصتها است.
5- مثبت اندیشی:
نگرش مثبت عبارت است از تجسّم اوّلیه ذهن از نکات مثبتی که ابتدا آن نکات را پرورش میدهیم . برخورد مثبت بزرگترین دارائی برای تداوم تواناییهای مدیرانه است . بسیاری از افراد موفّق، هوش و ذکاوتی بسیار بالاتر از دیگران ندارند اما به جایی رسیدهاند که ما آنان را ”نابغه“ میخوانیم. مسلماً ذهن مثبتگرای این افراد، نیروی مغزی آنها را از نیروی مغز دیگران بیشتر نمیکند، بلکه کارآمدتر و در دسترستر میگرداند. ”من وقتی با مردانی مثل هنری فورد، اندرو کارنگی و توماس ای. ادیسون صحبت کردم در واقع، با اذهانی عاری از هر ترس یا شکی در تحقّق آمال و آرزوهایشان صحبت کردم". نگرش مثبت، حوزه ارتباطی افراد را توسعه میبخشد. از مزایای مثبت اندیشی خلّاقیت است چراکه ریشه خلّاقیت در نگرش مثبت است. نگرش مثبت، جرات مواجه شدن با مشکلات را بوجود آورده و سبب میشود پیش از این که فرصت را از دست بدهیم و موقعیت از کنترل ما خارج شود، قدمی جهت رفع آن برداریم. این توانایی نیز یکی از مؤلفههای تشخیص و درک فرصتها است. زیرا در دل هر فرصتی تهدیدی نیز نهفته است، اگر مثبت اندیشی با درک فرصت همراه نباشد، هیچوقت فرد جرأت عمل پیدا نخواهد کرد.
6- مدیرها حساب شده ریسک میکنند:
مدیران از جنب و جوش کارهای بزرگ لذت میبرند امّا دست به قمار نمیزنند؛ از ریسک پائین پرهیز میکنند زیرا جنب و جوشی ندارد؛ از ریسک بالا نیز پرهیز میکنند زیرا خواهان موفٌقیتاند . کارآفرینان آنگاه که تصمیم به شرکت جستن در یک پروژه اقتصادی گرفتند، بسیار حساب شده و با دقّت فراوان عمل میکنند و هر چه را که ممکن باشد انجام میدهند تا شرایط را به سود خود برگردانند و غالباً بیهوده ریسک نمیکنند . مدیر از ریسکهای افراطی بخاطر ترس از نرسیدن به مقصد (کمال اقتصادی) و از کارهای معمولی و کم ریسک به خاطر دیر رسیدن به مقصد، گریزان است. لذا، کارهایی با ریسک متوسط برای او جاذبه بیشتری دارند.
7-حرکت در مسیرهای یک طرفه:
کارآفرین به صورت آگاهانه در مسیری گام میگذارد که یک طرفه است، و تنها به طرف جلو راه دارد. از این جهت کارآفرین این مسیر را انتخاب میکند که مبادا در میانة راه وسوسه شود و برگردد. ناپلئون هیل، میگوید: هرکس میخواهد در مسیر تازهای به موفقیّت برسد، باید تمامی پلهای پشت سر خود را خراب کند. چنین است که میتواند روحیهای را حفظ کند که عشق به پیروزی نامیده میشود و لازمه هر موّفقیّتی است . در مصاحبهای که با یکی از مدیران داشتم بیان نمودند: همیشه خود را به صورت (خود خواسته) نسبت به دیگران بدهکار میکنم که مبادا از انگیزهام در پیگیری کارهایم کم شود .
8- تجارب کاری متنوع:
آموزگار مدیر، تجارب شخصی است . چارلز والگرین، مؤسس یک فروشگاه زنجیرهای،توصیه میکند: بزرگترین فرصت شغلی هر فرد معمولی، دقیقاً توسط کاری ایجاد میشود که به آن مشغول است . در اکثر مصاحبههای انجام شده با کارآفرینان، اکثر آنها بیان نمودند که دارای تجارب متنوع حرفهای بودهاند و همین تجارب را زمینهساز فعّالیّت مدیری خود معرفی نمودند. تجارب کاری، باورهای خودکارآمدی فرد را تحت تأثیر قرار داده و آن را بهبود میبخشد.
9- قاطعیت در کار:
یکی از ویژگیهای مدیرها داشتن قاطعیت در کار است. یعنی در پیگیری کار تا حصول نتیجه نهایی دست از کار نمیکشند. هیچ وقت در کارهایشان امروز و فردا نمیکنند، به سرعت تصمیمگیری میکنند، سرعت عمل، کلید موّفقیّتشان است.یک مدیر در مواجهه با ناملایمات دارای قاطعیّت و اراده می باشد . هایم و جینبر قاطعیت در کار را مستلزم داشتن پنج مهارت اساسی میدانند. 1- جهتیابی جدی. 2-توانایی انجام کار. 3- کنترل اضطراب ها و ترسها. 4-روابط انسانی خوب در کار. 5- هنر مذاکره و گفتگو.
1- فرصت شناسی:
کار آفرین شخصی است که ارزش فرصتهای پیرامون خود را درک مینماید و چیزی را خلق و یا در آن تغییراتی ایجاد مینماید. کرزنر (1969) معتقد است کارآفرینی یعنی آگاهی از فرصتهای سودآور و کشف نشده. زمانی که همه مردم محیط اطراف خود را مملو از تناقض، هرج و مرج و نابسامانی میبینند فقط کارآفرین است که میتواند قاطعانه نسبت به موقعیتهای محیط عکسالعمل مناسب نشان داده و از فرصتها استفاده کند و یا حتی تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و به نفع خود و مجموعه از آن بهرهبرداری نماید. دیگران ممکن است موقعیت را ببینند، بشنوند، یاد بگیرند و حتّی تا اندازهای تجربه کنند امّا فقط مدیری توانا از آن به نحو مطلوب استفاده کرده و آنرا تبدیل به یک موقعیّت اقتصادی میکند . بیشترین کارآفرینی و خصوصاً کارآفرینیهای موفقیّتآمیز ناشی از یک انتخاب آگاهانه و هدفدار در فرصتهای کاری است . فرصتشناسی دارای چندین مؤلفه است که عبارتند از: الفـ تیز فهمی، بـ برخورداری از شم شهودی، جـ توان تصمیمگیری درست با حداقل اطلاعات، دـ مثبتاندیشی، وـ داشتن انگیزه پیشرفت، هـ تحمل ابهام. یـ توان ریسکپذیری.
2-توان تصمیمگیری:
داستان خارقالعادهای دربارهیک مدیر بسیار موفٌق وجود دارد. او در مقابل این سؤال که چطور این قدر موفٌق است گفته بود: «با تصمیمگیری درست». سؤال بعدی این بود که «چطور میتواند درست تصمیم بگیرد؟» و او پاسخ دادهبود: «تجربه» و بالاخره از او پرسیده شدهبود: «چگونه تجربه به دست آوردهای؟» او پاسخ دادهبود: «تصمیمگیری نادرست» . عوامل بسیاری در موفٌقیت و شکست یک کسب و کار تأثیرگذار هستند که بیشتر آنها غیر قابل کنترل و ناشناخته هستند. مدیر سعی میکند با تصمیمات مناسب و به موقع، عوامل مثبت را افزایش داده و از تأثیر عوامل منفی جلوگیری نماید و برای مشکلات و مسائل غیر قابل پیش بینی راهحلهای مناسب ارائه دهد. کارآفرین در هر لحظه ممکن است چند تصمیم بگیرد که بدلیل شرایط مبهمی که وجود دارد این تصمیمها نقش بسیار زیادی در صعود و نزول کسب و کار شخص ایفا مینمایند. شناخت خود، از مهمترین عوامل در تصمیمگیری میباشد. اسمیت در اینباره میگوید: همه موضوع به تشخیص این که ما چه کسی هستیم و واقعاً چه چیزی برایمان مهم است بستگی دارد. با در اختیار داشتن این سطح شناخت از خود، قادر خواهیم بود قدرت تفکر لیزری را در لحظات تصمیمگیری بکار گیریم.
3- قدرت برنامهریزی وپیشبینی آینده:
بیچارهترین انسانها در دنیا فرد بینایی است که فاقد چشمانداز آرمانی است . رفتار مدیر هدفمند بوده و هریک توان زیادی را برای رسیدن به آن هدف صرف مینمایند. مدیر میدانند به کجا میخواهند بروند، آنها تصور و دیدگاهی از آینده سازمان خود دارند. البته بسیاری از اوقات این تصوّر از ابتدا وجود ندارد و طی زمان شکل میگیرد. این موضوع باعث میشود کارآفرین مجبور به برنامهریزی کوتاه مدت و مقطعی شود ولی داشتن چنین دیدگاهی میتواند این برنامههای کوتاه مدت را برای رسیدن به هدف آرمانی کارآفرین در یک جهت هماهنگ نماید . برنامهریزی طولانیمدت و پیشبینی اوضاع آینده برای موفقیت در تجارت، ضروری است . یکی از بزرگترین دلایلی که معمولاً ما را از برنامهریزی کردن باز میدارد ترس از تعهد و خویشاوند بسیار نزدیک آن ترس از شکست است .
4-تیز فهمی:
«اسبورن» معتقد است که کلید ایدههای خلاّق، سؤالات کلیدی بودهاند. بیشتر اختراعات انجام شده در جهان ناشی از یافتن همین سؤالات کلیدی و تلاش برای یافتن جواب آنها بوده است. کارآفرینان مهارت خوبی در پرسیدن سؤالات کلیدی دارند بطور مثال برسیلوربرگ که عضو تیم طراح ویندوز بود میگوید: بیل گیتز مهارت و توانایی فوقالعادهای در پرسیدن سؤالات کلیدی دارد . مدیران از توانایی شناخت سریع و روشن ابعاد مختلف مسئله، همچنین توانایی بالای تصوّر و دیدن روابط اجزا در وضعیتهای پیچیده برخوردار هستند . این توانایی یکی از مؤلفههای تشخیص و درک فرصتها است.
5- مثبت اندیشی:
نگرش مثبت عبارت است از تجسّم اوّلیه ذهن از نکات مثبتی که ابتدا آن نکات را پرورش میدهیم . برخورد مثبت بزرگترین دارائی برای تداوم تواناییهای مدیرانه است . بسیاری از افراد موفّق، هوش و ذکاوتی بسیار بالاتر از دیگران ندارند اما به جایی رسیدهاند که ما آنان را ”نابغه“ میخوانیم. مسلماً ذهن مثبتگرای این افراد، نیروی مغزی آنها را از نیروی مغز دیگران بیشتر نمیکند، بلکه کارآمدتر و در دسترستر میگرداند. ”من وقتی با مردانی مثل هنری فورد، اندرو کارنگی و توماس ای. ادیسون صحبت کردم در واقع، با اذهانی عاری از هر ترس یا شکی در تحقّق آمال و آرزوهایشان صحبت کردم". نگرش مثبت، حوزه ارتباطی افراد را توسعه میبخشد. از مزایای مثبت اندیشی خلّاقیت است چراکه ریشه خلّاقیت در نگرش مثبت است. نگرش مثبت، جرات مواجه شدن با مشکلات را بوجود آورده و سبب میشود پیش از این که فرصت را از دست بدهیم و موقعیت از کنترل ما خارج شود، قدمی جهت رفع آن برداریم. این توانایی نیز یکی از مؤلفههای تشخیص و درک فرصتها است. زیرا در دل هر فرصتی تهدیدی نیز نهفته است، اگر مثبت اندیشی با درک فرصت همراه نباشد، هیچوقت فرد جرأت عمل پیدا نخواهد کرد.
6- مدیرها حساب شده ریسک میکنند:
مدیران از جنب و جوش کارهای بزرگ لذت میبرند امّا دست به قمار نمیزنند؛ از ریسک پائین پرهیز میکنند زیرا جنب و جوشی ندارد؛ از ریسک بالا نیز پرهیز میکنند زیرا خواهان موفٌقیتاند . کارآفرینان آنگاه که تصمیم به شرکت جستن در یک پروژه اقتصادی گرفتند، بسیار حساب شده و با دقّت فراوان عمل میکنند و هر چه را که ممکن باشد انجام میدهند تا شرایط را به سود خود برگردانند و غالباً بیهوده ریسک نمیکنند . مدیر از ریسکهای افراطی بخاطر ترس از نرسیدن به مقصد (کمال اقتصادی) و از کارهای معمولی و کم ریسک به خاطر دیر رسیدن به مقصد، گریزان است. لذا، کارهایی با ریسک متوسط برای او جاذبه بیشتری دارند.
7-حرکت در مسیرهای یک طرفه:
کارآفرین به صورت آگاهانه در مسیری گام میگذارد که یک طرفه است، و تنها به طرف جلو راه دارد. از این جهت کارآفرین این مسیر را انتخاب میکند که مبادا در میانة راه وسوسه شود و برگردد. ناپلئون هیل، میگوید: هرکس میخواهد در مسیر تازهای به موفقیّت برسد، باید تمامی پلهای پشت سر خود را خراب کند. چنین است که میتواند روحیهای را حفظ کند که عشق به پیروزی نامیده میشود و لازمه هر موّفقیّتی است . در مصاحبهای که با یکی از مدیران داشتم بیان نمودند: همیشه خود را به صورت (خود خواسته) نسبت به دیگران بدهکار میکنم که مبادا از انگیزهام در پیگیری کارهایم کم شود .
8- تجارب کاری متنوع:
آموزگار مدیر، تجارب شخصی است . چارلز والگرین، مؤسس یک فروشگاه زنجیرهای،توصیه میکند: بزرگترین فرصت شغلی هر فرد معمولی، دقیقاً توسط کاری ایجاد میشود که به آن مشغول است . در اکثر مصاحبههای انجام شده با کارآفرینان، اکثر آنها بیان نمودند که دارای تجارب متنوع حرفهای بودهاند و همین تجارب را زمینهساز فعّالیّت مدیری خود معرفی نمودند. تجارب کاری، باورهای خودکارآمدی فرد را تحت تأثیر قرار داده و آن را بهبود میبخشد.
9- قاطعیت در کار:
یکی از ویژگیهای مدیرها داشتن قاطعیت در کار است. یعنی در پیگیری کار تا حصول نتیجه نهایی دست از کار نمیکشند. هیچ وقت در کارهایشان امروز و فردا نمیکنند، به سرعت تصمیمگیری میکنند، سرعت عمل، کلید موّفقیّتشان است.یک مدیر در مواجهه با ناملایمات دارای قاطعیّت و اراده می باشد . هایم و جینبر قاطعیت در کار را مستلزم داشتن پنج مهارت اساسی میدانند. 1- جهتیابی جدی. 2-توانایی انجام کار. 3- کنترل اضطراب ها و ترسها. 4-روابط انسانی خوب در کار. 5- هنر مذاکره و گفتگو.
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 2:54 توسط حمید
|
سلام